فضایل امیرالمومنین علیه السلام

حضرت علی بن ابیطالب«سلام الله علیه»سی سال بعد از عام الفیل، روز جمعه سیزده رجب متولّد شدند. در میان شیعه مسلّم و در میان اهل سنّت مشهور است که ولادت امیرالمؤمنین«سلام الله علیه»در خانه‌ی خدا اتّفاق افتاده است؛ امتیازی که هیچ کس از زمان حضرت آدم«سلام الله علیه»تا روز ولادت امیرالمؤمنین«سلام الله علیه»و از آن روز تا به حال نداشته و از این به بعد هم نخواهد داشت. مرحوم علّامه‌ی امینی در کتاب ارجمند «الغدیر»، این قضیّه را از پنجاه کتاب از شیعه و شانزده کتاب از اهل سنّت نقل کرده است. برخی از علمای اهل سنّت هم در این زمینه ادعای تواتر اخبار کرده‌اند (مطالعه کنید) (مطالعه بیشتر ...).

 

پیامبر«صلی الله علیه و اله و سلم» مربّی امیرالمؤمنین«سلام الله علیه»شدند و این یکی از بالاترین افتخارات ایشان بود که از همان ابتدا تحت سرپرستی و تربیت پیامبرخدا«صلی الله علیه و اله وسلم» قرار گرفتند. حتّی غذا را در دهان مبارک خود می‌جویدند و در دهان علی«سلام الله علیه» می‌گذاشتند. امیرمؤمنان«سلام الله علیه»هم ـ به تعبیر خود ـ مانند کودکی که به دنبال مادرش می‌دود، همراه پیامبر«صلی الله علیه و اله و سلم» بودند.  هر سال که پیامبر«صلی الله علیه و اله و سلم» به غار حرا عزیمت می‌کردند، تنها امیرالمومنین علی«سلام الله علیه»همراه ایشان بودند؛ حتّی هنگامی که فرشته‌ی وحی، جبرئیل امین، پیام بعثت را در غار حرا ابلاغ کرد، حضرت علی«سلام الله علیه»نیز آن جا بودند که ناله‌ی شیطان را شنیدند و نور وحی و رسالت را دیدند و بوی نبوّت به مشام ایشان رسید و آن جا بود که پیامبر«صلی الله علیه و اله و سلم» به آن حضرت فرمودند:این شیطان است که از آن که او را بپرستند، ناامید است. همانا تو می‌شنوی آن چه را من می‌شنوم و می‌بینی آن چه را من می‌بینم، جز این که تو پیامبر نیستی و وزیری و بر راه خیر می‌روی.

فضایل امیرالمومنین علیه السلام

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ایمان امیرالمؤمنین(ع)
ایمان امیرالمؤمنین و مقام شهودی او را نمی‌توان درک کرد. همین مقدار بس است که بگوییم: عمر هنگام مرگ، شش نفر را حاضر نمود و برای هر کدام عیبی یادآور شد، اما راجع به امیرالمؤمنین گفت: یَا عَلِیُّ لَوْوُزِنَ اِیمَانُکَ بِایمَانِ اَهْلِ السَّمَواتِ وَالاَرْضٍ لَیَزیدُ اِیْمانُکَ اِیمَانَهُمْ. «ای علی! اگر ایمان همۀ خلایق را با ایمان تو مقایسه نماییم، ایمان تو بر ایمان آنها برتری دارد.» و این جمله، جمله‌ای بود که مکرر از زبان رسول اکرم(ص) شنیده می‌شد.



http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif عدالت امیرالمؤمنین(ع)
جرج جرداق مسیحی، کلام رسایی دربارۀ عدالت علی دارد: قُتِلَ فِی مِحْرابِهِ لِعَدِالَتِهِ: «علی(ع) کشته عدالت خویش است.»
علی، عدالت مجسم است. وقتی می‌شنود که فرماندارش ابن عباس نسیه می‌گیرد و از مقامش سوء استفاده می‌کند و نسیه را به تأخیر می‌اندازد، نامه عتاب‌ آمیزی  به او می‌نویسد و در آن نامه می‌گوید: «من راضی نیستم که فرماندارم سوء استفاده کند و نسیه را تأخیر اندازد.» ابن عباس می‌گوید: باری از درهم و دینار را به خدمت علی(ع) می‌بردم که در راه دیدم شمشیر علی را می‌فروشند. چون به خدمتش رسیدم و سبب فروش شمشیر را پرسیدم، فرمود: «شلوار نداشتم و می‌خواستم از پول آن شلواری تهیه کنم.»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif سخاوت امیرالمؤمنین(ع)
آیاتی در قرآن نظیر آیۀ ولایت و آیۀ اطعام و آیۀ ایثار دربارۀ سخاوت امیرالمؤمنین نازل شده است و ما اینجا به یک مطلب تاریخی اشاره می‌کنیم: غلام امیرالمؤمنین می‌گوید که حضرت یک روز ظهر که از کندن  قناتی فارغ شد، به نماز پرداخت و من بعد از نماز،‌ کدوی پخته‌ای برای او آوردم. ایشان دستهای مبارک را با آبی که از شن بیرون می‌آمد، شست و با وقار خاصی آن کدوی پخته را تناول نمود و گاهی پس از حمد خداوند، می‌فرمود: «لعنت خدا بر آن کسی که برای شکم به جهنم رود.» بعد از خوردن ناهار دوباره به قنات رفت و مشغول کندن شد. کلنگ به سنگی خورد و آب فوران نمود، و چون فوران  آب مانع از کندن قنات شد، امیرالمؤمنین از قنات بیرون آمد و چون دید که بعضی از اولادش از فوران آب خوشحال هستند، فرمود: «فرزندانم به این بستان  و به این قنات چشمداشتی نداشته باشید!» و دستور داد تا قلم و دوات آوردند و بستان و قنات را برای فقرا وقف نمود.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif تقوای امیرالمؤمنین(ع)
عمر بن الخطاب در هنگام مرگ شش نفر را برای خلافت انتخاب کرد: عَبْدُالرَّحْمنِ‌ بْنِ عُوف، عثمان،‌ طلحه، زبیر، سعد وقاص و امیرالمؤمنین(ع). آنان در اتاقی گرد آمدند. عبدالرحمن بن عوف، دست امیرالمؤمنین را گرفت و گفت: «بیعت می‌کنم با تو که خلیفۀ مسلمانها باشی، مشروط بر اینکه به کتاب خدا و سنت رسول اکرم و روش ابی‌بکر و عمر عمل کنی.» امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «خلیفه می‌شوم، مشروط بر اینکه به کتاب خدا و سنت رسول اکرم و اجتهاد خودم عمل کنم.» این عمل چندین  مرتبه تکرار شد تا سرانجام عثمان شرایط خلافت را پذیرفت. از نظر سیاسی، این قضیه بسیار عجیب است. امیرالمؤمنین می‌توانست با هر شرطی که گفته شد، خلافت را قبول کند و بعداً اگر مصلحت نمی‌دید‌، می‌توانست به آن شرایط عمل نکند. مگر عثمان به شرایط عمل کرد؟ ولی تقوای امیرالمؤمنین مانع بود، در نهج‌البلاغه می‌خوانیم:وَ اللّهِ‌لَواُعْطِیتُ الاَقَالِیمَ السَّبْعَهِ وَمَا تَحْتَ اَفْلاکِهَا عَلَی اَنْ اَعْصِیَ اِللّهَ فِی نَمْلَةٍ أسْلُبُهَا جِلْبَ شَعیرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ «به خدا سوگند! اگر تمام جهان را به من دهند که پوست جو را به نا حق از دهان مورچه‌ای بگیرم،‌ من این کار را نخواهم کرد.»
به امیرالمؤمنین گفتند: معاویه با پول ما،‌ مردم  را به دور خودش گرد آورده است، چرا شما چنین نمی‌کنید؟ فرمود: «آیا از من  می‌خواهید که با ظلم و گناه، منصب به دست آورم؟»روزی که خلافت را قبول کرد در خطابه‌ای آتشین فرمود: «بیت المال باید به اهلش تقسیم شود، و برابری اسلامی باید مراعات شود.»  مدتی نگذشت که نگرانیها و هیاهوها برخاست. شبی عده‌ای و از آن جمله طلحه و زبیر خدمت امیرالمؤمنین(ع) آمدند و چون خواستند سخن گویند، امیرالمؤمنین شمع را خاموش کرد و  فرمود: «این شمع بیت‌ المال است و چون حرفها شخصی است و برای وضعیت مسلمانها نیست، سوختن شمع بیت ‌المال اشکال دارد.» سرانجام، مقدمۀ جنگ جمل و به دنبالۀ آن جنگ صفین و جنگ با خوارج تهیه شد.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif عبادات امیرالمؤمنین(ع)
زندگی امیرالمؤمنین(ع) به تقویت اسلام و مسلمین گذشت، آن حضرت بیش از بیست قطعه زمین را آباد و برای محتاجین وقف کرد. جنگهای امیرالمؤمنین و فداکاریهای او برای اسلام، محتاج گفتن و نوشتن نیست. مطلبی که باید به آن توجه داشت، رابطۀ او است با خدا در همان جنگها و در حال اشتغال به کارها.در نهج البلاغه می‌خوانیم: یَتَمَلْمَلُ کَتَمَلْمُلِ السّلِیمِ‌ یَقُولُ آه مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَبُعْدِ السَّفَرِ وَوَحْشَةِ الطَّرِیقِ.  امیرالمؤمنین با فغان می‌گفت: آه ازکمی زاد و دوری سفر و وحشت راه.
ابن‌عباس می‌گوید: امیرالمؤمنین را در میدان دیدم که به آسمان خیره است. دانستم که منتظر اول وقت است، تا نماز بگذارد. در میانۀ میدان در کوزه شکسته‌ای برایش آب آوردند. غضب کرد و فرمود: من شمشیر می‌زنم تا حکم خدا را احیاء کنم، پس قانون را زیر پا نمی‌گذارم و از کوزۀ لب شکسته آب نمی‌نوشم. در لَیْلَةُالْهَریر که شب سختی در جنگ صفین بود،‌ سجادۀ امیرالمؤمنین(ع) در دل شب در میانه میدان انداخته شد و صدای تکبیرهای علی(ع) شنیده می‌شد! دختر امیرالمؤمنین می‌فرماید:  شب نوزدهم که شب شهادت علی بود، پدرم بعد از افطار تا صبح عبادت کرد. گاهی بیرون می‌آمد و به آسمان نگاه می‌کرد و می‌گفت:اَلَّذِیْنَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلی جُنُوبِهِمْ‌ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَواتِ وَ الاْرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif سیاست امیرالمؤمنین(ع)
اگر سیاست به معنی رسیدن به مقصود است از هر راهی که میسر شد، امیرالمؤمنین از این سیاست مبرا است. این همان سیاستی است که امیرالمؤمنین آن را خلاف تقوا تشخیص می‌داد و می‌فرمود: لَوْلاَ التَّقَی لکُنْتُ اَدْهَی الْعَرَبِ. اگر تقوا نبود، من سیاستمدارترین فرد عرب بودم.» ولی اگر سیاست حسن تدبیر و مملکت داری است،‌ امیرالمؤمنین بزرگترین سیاستمدار است. از نود و چهار کشور، عقلا و علما، بزرگان سیاست و کیاست آمدند و پس از دو سال تفکر و تبادل افکار، منشور شورای ملل را نوشتند. بسیاری از بزرگان، دستورالعمل امیرالمؤمنین(ع)  را به مالک اشتر با آن منشور شورای ملل مقایسه نموده‌اند و به اقرار همه، دستورالعمل امیرالمؤمنین بهتر و محکمتر و علمی‌تر از منشور شورای ملل است. این را نیز نباید از نظر دور داشت که امیرالمؤمنین(ع) دستورالعمل مالک اشتر را بدون فرصت در هنگام حرکت مالک اشتر به مصر نوشته است. نظیر همین دستورالعمل، دستورالعمل دیگری است که امیرالمؤمنین(ع) برای محمد بن ابی بکر نوشته است، و موقعی که محمد بن ابی بکر شهید شد، به دست معاویه افتاد و برای معاویه چنان جالب بود که دستور داد آن را در خزینه ضبط کنند. 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif شجاعت امیرالمؤمنین(ع)
اگر شجاعت را غلبه بر دشمن معنی می‌کنیم، امیرالمؤمنین شجاعترین افراد است و حدیث قدسی: «لاَسَیْفَ اِلاّ ذُوالْفَقَارِ وَلاَفَتیْ اِلاّ عَلِیٌ» دربارۀ علی (ع) است، و اگر شجاعت را به معنی غلبه بر نفس معنی کنیم، باز امیرالمؤمنین شجاعترین افراد است. مؤید سخن ما گفتۀ آن بزرگوار در نهج‌البلاغه است که به فرمانروایان خود می‌نویسد: اَرِقُوا اَقْلامَکُم وَقَار بُوا بَیْنَ سُطُورِ کُمْ وَایَّاکُمْ وَ فُضُولَ الْکَلامِ‌ فَاِنَّ اَمْوالَ الْمُسْلِمِینَ لایَتَحَمَّلُ الضِّرارَ. یعنی: «قلمهای خود را ریز کنید و میان سطرها فاصله نیندازید و قلمفرسایی  نکنید و جان کلام را بنویسید، تا به اموال مسلمین ضرر وارد نیاید.» و اگر شجاعت به معنی صبر در بلاها و مقاومت در برابر جزر و مد روزگار است، مظلومی و همچنین شجاعی شجاع‌تر از علی یافت نمی‌شود. در نهج‌البلاغه می‌فرماید: فَصَبَرْتُ فِی الْعَیْنِ قَذَی وَفِی الْحَلْقِ شَجَی. «بعد از رسول اکرم، سی سال صبر کردم؛‌ در حالی که استخوانی در گلو و خاری در چشمم بود.»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif زهد امیرالمؤمنین(ع)
زهد از نظر اسلام، یعنی آنکه دلبستگی به چیزی و به کسی جز به خداوند نباشد.امیرالمؤمنین(ع) زاهدترین زاهد در جهان است و شاهد، یک جمله از معاویه است. مردی دنیا‌پرست و منافق نزد معاویه آمد و گفت: «از نزد والاترین مردمان به سوی تو آمده‌ام؛ یعنی علی.» معاویه گفت: «خاک برسر تو با کلامی که می‌گویی! علی کسی است که اگر صاحب دو انبار کاه و طلا باشد، ابتدا انبار طلا را در راه خدا صرف می‌کند و سپس انبار کاه را.» در زندگی امیرالمؤمنین(ع)، دنیا و رزق و برق مفهومی نداشت. حضرت به عثمان بن حنیف می‌نویسد: «شنیده‌ام به مهمانی‌یی رفته‌ای که در آن مهمانی فقیران نبوده‌اند، و تو در آن،‌ غذاهای چرب و نرم خورده‌ای. من که علی هستم،‌ در همۀ عمرم به دو لباس و دو قرص نان جوین اکتفا کردم،‌ شما نمی‌توانید چنین باشید؛ ولکن علی را کمک کنید در ورع،‌ زهد، تقوا و عفت.» 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif علم امیرالمؤمنین(ع)
پروردگار عالم در قرآن، علم امیرالمؤمنین را چنین توصیف می‌کند:وَیَقُولُ‌ الَّذِین‌َ کَفَرُوا لَسْتُ مُرْسَلاً قُلْ کَفَی بِاللّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ:کفار می‌گویند تو پیامبر نیستی! در جواب آنان بگو برای رسالتم شاهدی چون خداوند و کسی که علم همۀ قرآن نزد او است، کفایت می‌کند.ما اگر این آیۀ شریفه را با آیۀ 40 از سورۀ نمل مقایسه کنیم، مقام علی امیرالمؤمنین(ع) واضحتر می‌شود: قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ اَنَا آتِیْکَ بِهِ قَبْلَ اَنْ یَزیَدَّ‌ اِلَیْکَ طَرْفُکَ ...«آنکه مقدار بسیار کم از علم قرآن نزدش بود،‌ گفت می‌آورم آن را تخت بلقیس ـ به یک چشم بر هم زدن.»امام صادق(ع) می‌فرماید: «علم او در مقابل علم ما قطره‌ای بود از دریا.»
امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه، میزان دانش خویش را بازگو می‌کند:سَلُونی قَبْلَ اَنْ تَفْقُدُونی وَاللّهِ‌ لَوْشِئْتُ لَاُخْبِرُ کُلَّ‌ رَجُلٍ بِمَخْرَجِهِ‌ وَمُولِجِهِ وَجَمیعِ شَأنِهِ‌ لَفَعَلْتُ. از من بپرسید هرچه می‌خواهید قبل از آنکه مرا نیابید. به خدا اگر بخواهم، همه را از هنگام تولد و هنگام مرگ و سرانجام زندگی او در این جهان خبر خواهم داد.» و در خطبۀ دیگری می‌فرماید: سَلُونی قَبْلَ اَنْ‌ تَفْقُدُونی وَالَّذِی نَفْسی بِیَدِهِ‌ مَا سَئَلْتُمُونی عَنْ شَیْئٍ فِیَمابَیْنَکُمْ وَبَیْنَ السَّاعَةِ اِلاّ اَنْ اُنَبِّئُکُمْ بِهِ. «از من بپرسید هرچه که می‌خواهید، قبل از آنکه مرا نیابید. به خدا هیچ چیزی نیست از اکنون تا روز قیامت که از من پرسش کنید،‌ مگر آنکه جواب آن را خواهم داد.»

 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif عفو امیرالمؤمنین(ع)
عفو در معنی واقعی و اسلامی آن گذشته از حق شخصی، در جایی است که منجر به جسارت دشمن نشود. این عفو و گذشت، سرلوحۀ زندگی امیرالمؤمنین(ع) است. سفارشات علی(ع) دربارۀ اِبْنِ مُلْجَم قابل انکار نیست.  داستان آن زن که مشک آب به  دوشش بود و به امیرالمؤمنین دشنام می‌گفت و امیر از زن دلجویی فرمود، معروف است. قضیۀ تصرف مجرای آب توسط لشکر معاویه که برای نرسیدن آب به سپاهیان علی(ع) انجام شد و باز پس گرفتن آب توسط علی(ع) و آزاد گذاشتن آب برای لشکر معاویه،‌ امری مسجل است. به گفتۀ جرداق، علی رح می‌کند، و هر که را که از او رحم بطلبد، عفو می‌کند؛ اگر چه آن شخص عمر و عاص باشد که هنگام جنگ لباس را پس زد و عریان شد و علی(ع) او را عفو کرد.
 
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif تواضع امیرالمؤمنین(ع)
امیرالمؤمنین(ع) از انبار عبور می‌کردند. مردم طبق رسوم ساسانیان که به گفته فردوسی هنگام عبور محل را قبلاً گلاب باران می‌کردند و مردم در جلوی آنان می‌دویدند، از جلوی امیرالمؤمنین(ع) دویدند. امیرالمؤمنین فرمودند: «من و شما بنده‌ای هستیم از بندگان خدا و این اعمال،‌ ذلت است برای شما. انسان فقط برای خداوند، باید خاکسار باشد.» امیرالمؤمنین از نظر غذا، خوراک، لباس،‌ مسکن و دیگر احتیاجات از همۀ مردم ساده‌تر زندگی می‌کرد و می‌فرمود: اَأقْنَعُ مِنْ نَفْسِی بِاَنْ یُفَالَ اَمِیرُالْمُؤْمِنینَ وَلا اُشَارِکُهُمْ فِی مَکارِهِ الدَّهْرِ: قناعت کنم  به اینکه رییس دیگرانم و در مصایب آنان شرکت نداشته باشم؟!

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif تسلط امیرالمؤمنین(ع) بر نفس

در خطبه‌ای به خاندانش می‌نویسد: «من نمی‌توانستم بهترین غذا و بهترین لباسها را دارا باشم؟! ولی هَیْهَاتَ اَنْ یَعْلِبَنی هَوایَ وَلَعَلَّ بِالْحِجَازِ اَوِ الْیَمَامَةِ مَنْ لاطَمَعَ لَهُ فِی الْفَرْضِ وَلاَعَهْدَ لَهُ‌ بِالشَّبَعِ. دور است دور، که نفس بتواند بر من مسلط شود ـ لباس خوب و غذای لذیذ بخورم ـ در حالی که شاید در دورترین نقاط مملکت اسلامی، حجاز یا یمن، کسی  باشد که گرسنه باشد و یا سیری به خود ندیده باشد.»چه خوش گفته است جرج جرداق که: «آبهای عالم، آب حوض، آب استخر، آب دریاچه، آب اقیانوس، قابلیت تلاطم دارد؛ ولی چیزی که متلاطم نشد، دریای وجود علی بود که هیچ‌کس و هیچ‌چیز نتوانست آن را متلاطم کند.» 
حمزه می‌گوید: هنگام شام نزد معاویه بودم، و او شام مخصوصش را جلوی من گذاشت. لقمه در گلویم ماند و بغض راه گلویم را گرفت! پرسیدم: معاویه! این ‌چه غذایی است؟! گفت: غذایی مخصوص است که از مغز گندم و مغز سر حیوانات و روغن بادام و غیره تهیه شده است. گفتم: شبی در دارالاماره خدمت علی بودم. افطار من یک دانه نان و کمی شیر، و غذای امیرالمؤمنین یک نان خشک بود که در آب  می‌زد و تناول می‌کرد؛ و آرد آن نانها از گندم زمینی بود که امیرالمؤمنین آن را کاشته بود. وقتی خادمه آمد سفره را جمع کند، گله کردم که امیرالمؤمنین پیرمرد شده است، کار او زیاد است، از غذای او مواظبت کنید. خادمه گریه کرد و گفت: ایشان راضی نمی‌شود که مقداری روغن‌زیتون به نانها بزنیم تا نرم شود.  امیرالمؤمنین فرمودند: حمزه! رییس مسلمانها باید از نظر غذا و مسکن و لباس از همه پایین‌تر باشد تا روز قیامت بازخواست او کمتر باشد. معاویه گریه کرد و گفت: «اسم کسی به میان آمد که فضایل او قابل انکار نیست.»

ابن‌عباس می‌گوید:در جنگ جمل جمعی از بزرگان آمدند تا خدمت امیرالمؤمنین برسند. در خیمۀ، علی را دیدم مشغول وصله کردن کفش خویش است. به آن حضرت اعتراض کردم. امیرالمؤمنین کفش را مقابل من انداخت و فرمود: «به حق کسی که جان علی در دست اوست، ریاست لشکر نزد علی، به مقدار این کفش  ارزش ندارد؛ جز اینکه حقی را اثبات کنم، یا به واسطۀ این ریاست، باطلی را از میان  بردارم.»
طلحه و زبیر با اصرار زیاد،  حکومت بصره و  حکومت مصر را از  امیرالمؤمنین  گرفتند و چون تشکر کردند، امیرالمؤمنین فرمان حکومت آنها را پاره کرد و فرمود: «از این بار سنگین که به دوش شما آمده است، نباید تشکر کنید؛ معلوم می‌شود از آن قصد سوء استفاده دارید.» (مطالعه کنید) (مطالعه بیشتر ...)

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif امیرالمومنین علیه السلام از دیدگاه قرآن

آیات زیادی در قرآن مجید وجود داردکه به صورت غیر مستقیم مربوط به شخصیت و امامت حضرت علی(ع) و خاندان کریم آن حضرت(ع) می‏باشد، و این بر دو قسم است
الف – آیاتی که به گونه ای مسئله امامت را مورد توجه قرار می‏دهد و از آن بحث می‏کند: 1 – آیه تبلیغ , ۲ – آیه ولایت , ۳ – آیه اولی الامر , ۴ – آیه صادقین , ۵ – آیه قربی , ۶ – آیه مسئولون

ب – آیاتی که به فضایل آن حضرت اشاره دارد: ۱ – آیه مباهله , ۲ – آیه خیر البریّه , ۳ – آیه لیلة المبیت , ۴ – آیه حکمت , ۵ – آیات سوره هل أتی علی الاانسان , ۶ – آیات آغاز سوره برائت , ۷ – آیه سقایة الحاجّ , ۸ – آیه صالح المؤمنین , ۹ – آیه وزارت , ۱۰ و ۱۱ – آیات سوره احزاب , ۱۲ – آیه بینه و شاهد , ۱۳ – آیه صدّیقون , ۱۴ – آیه نور , ۱۵ – آیه انذار , ۱۶ – آیه مرج البحرین , ۱۷ – آیه نجوی , ۱۸ – آیه سابقون , ۱۹ – آیه أذن وادعیه , ۲۰ – آیه مودّت , ۲۱ – آیه انفاق , ۲۲ – آیه محبّت ( مطالعه کنید) (مطاله بیشتر...)


منابع : منابع : کتاب منتهی الآمال ؛ شیخ عباس قمی 
کتاب زندگی نامه چهارده معصوم تالیف : آیت اله مظاهری

کتاب شرح زندگانی امام علی(ع) مرکز پژوهش های دانشگاه آزاد اسلامی

کتاب علی(ع) از زبان شهید مطهری ؛ نوشته استاد عباس عزیزی

کتاب مظهر حق ؛ تالیف آیت اله مظاهری

http://www.almazaheri.org

http://tazohor.com

http://www.tebyan.net

http://www.abna.ir

http://www.valiasr-aj.com

http://www.13rajab.ir



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: فضائل شاه صدر نشین بزم امامت
[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/۳/۱٦ ] [ ٦:۳۸ ‎ب.ظ ] [ خادم الشهدا ]