از فاطمیه اول و دوم چه می‌دانیم؟

از فاطمیه اول و دوم چه می دانیم ؟

فاطمیه اول در واقع آغاز بیماری و بستری شدن حضرت زهرا (س) است که تا ۳ جمادی‌الثانی ادامه پیدا کرد و مسئله سقط جنین حضرت مرضیه (س)در اوایل این دوران اتفاق افتاد.

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)


فاطمیه اول در واقع آغاز بیماری و بستری شدن حضرت زهرا (س) است که تا ۳ جمادی‌الثانی ادامه پیدا کرد و مسئله سقط جنین حضرت مرضیه (س)در اوایل این دوران اتفاق افتاد.

به گزارش شبستان، حجت الاسلام محمد هادی یوسفی غروی، عضو مدارج عالی حوزه و از صاحب نظران تاریخ اسلام در این گفتگو وقایع مرتبط با شهادت یگانه یادگار رسول گرامی اسلام (ص) حضرت صدیقه طاهره(س) از سوی ایشان تشریح و تحلیل شده است؛

آقای یوسفی غروی در سوال اول بفرمایید که چرا در رابطه با سالروز شهادت حضرت زهرای مرضیه(س) و ایام فاطمیه اختلاف تاریخ وجود دارد و ما حداقل دو نقل متفاوت در این زمینه داریم؟

در رابطه با ایام فاطمیه نقل‌های مختلفی وجود دارد در یک نقل زمان شهادت صدیقه طاهره (س) ۴۰ را روز پس از رحلت نبی گرامی اسلام عنوان می کنند که این خبر چندان قوی نیست و به احتمال زیاد با آغاز هجوم و رفت‌وآمد به درب منزل حضرت زهرا (س) اشتباه گرفته شده است. آغاز هجوم به منزل حضرت امیر (ع) برای گرفتن بیعت از ایشان حداقل ۴۰ یا بیش از ۴۰ روز پس از رحلت پیامبر رخ داده است چرا که در لابه‌لای گزارش‌های مربوط به این وقایع نام شخصی از اصحاب حضرت رسول (ص) به نام «بریده بن خصیب اسلمی» دیده می‌شود که از طایفه بنی اسلم از طوایف مدینه بوده و در فتح مکه حضور داشته است. پیامبر گرامی اسلام (ص) در زمان بیماری در اواخر عمر شریف خود لشکری را به فرماندهی «اسامه بن زید حارث کلبی» به سوی شام روانه کردند که بریده بن خصیب اسلمی پرچم‌دار این لشکر بود. پیامبر با وجود بیماری و بستری بودن تأکید بسیار داشتند که این لشکر به هر صورت تجهیز شده و به سوی شام روانه شود و مکررا درباره راهی شدن یا نشدن لشکر اسامه پرس و جو می‌کردند اما متأسفانه با وجود تأکیدات پیامبر این لشکر روانه نشد.

آیا دلیل خاصی برای اصرار و تاکید پیامبر برای روانه شدن لشکر اسامه به شام وجود داشته است؟

بله علمای ما بخصوص شیخ مفید و علمای پیش از او به شکل تعیینی اشاره کرده‌اند که وجه روانه‌کردن این لشکر با این همه تأکید به سوی شام، این بود که برخی از اصحاب (به صورت خاص خلیفه اول و دوم) در زمان رحلت پیامبر در مدینه حضور نداشته باشند تا خلافت حضرت علی (ع) پس از رحلت پیامبر استقرار یابد اما این‌گونه نشد و پس از رحلت حضرت رسول (ص) جمعی از انصار و چند تن از مهاجرین در سقیفه بنی ساعده خلافت را به خلیفه اول ابی‌بکر منتقل کردند.

در یکی از کتب و منابع کهن تاریخ اسلام به نام«کتاب المقاضی» از محمد بن عمر واقدی (متوفای ۲۰۷ هجری) آمده است که این لشکر حدود ۴۰ روز(۲۰ روز رفت و ۲۰ روز برگشت) از مدینه فاصله گرفت و سپس بازگشت. بنابراین بریده بن خصیب هنگامی به مدینه بازگشت که خلافت خلیفه اول استقرار یافته بود. بریدکه پرچمدار لشکر بود، پرچم را مستقیما به میان قبیله خود برد و شعاری را مطرح کرد که در تاریخ به دو گونه مطرح شده اول اینکه گفت: تا علی (ع) بیعت نکند ما بیعت نمی‌کنیم و دیگر اینکه گفت: ما با جز علی (ع) بیعت نمی‌کنیم. با توجه به اینکه مردم، جز امیرالمؤمنین (ع) با ابی‌بکر به عنوان خلیفه بیعت کرده بودند، بنابراین شعاری که با واقعیت زمانی و تاریخی بیشتر منطبق است این است که تا علی بیعت نکند ما بیعت نمی‌کنیم.

با وجود بیعت مردم با خلیفه اول چرا دستگاه خلافت اصرار بر بیعت امیر المومنین (ع) داشت؟

مرحوم سیدمرتضی در «کتاب الشفا فی الامامه» و شاگرد او شیخ طوسی که این کتاب را تنظیم و تلخیص کرده است به نقل از «کتاب المعرفه» یکی از کهن‌ترین منابع تاریخی که تنها بخشی از آن باقی مانده از ابی اسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی اصفهانی (متوفای ۲۸۲ هجری) نقل کرده‌اند که بریده بن خصیب با این شعار به میان قبیله خود رفته و ۸۰ نفر از آنها را با خود همراه کرد. این افراد به کوچه‌های مدینه سرازیر شده و اقدامی تظاهرات مانند را براه انداختند. از طرفی مشکلات عدیده دیگری نیز در اطراف جزیره‌العرب رخ داده بود؛ عده‌ای نسبت به خلافت ابی‌بکر معترض بودند، برخی از اسلام مرتد شده بودند، عده‌ای حاضر به پرداخت زکات به خلیفه اول نبودند و برخی نیز ادعای نبوت پس از پیامبر را داشتند.

بنابراین دستگاه خلافت به این نتیجه رسید که اگر به همین نحو ادامه داده و بیعت گرفتن از علی (ع) را با مسامحه و سهل‌انگاری به تعویق بیندازد، هر روز با چنین مشکلاتی روبرو خواهد بود، لذا تصمیم گرفت به هر قیمتی ولو با اجبار و اکراه از امیرالمؤمنین (ع) بیعت بگیرد. در نتیجه روانه منزل حضرت زهرا (س) شدند. در مراجعه اول، پس از اینکه مراجعین مطلب خود را عنوان کردند امیرالمؤمنین (ع) با مقداری مناقشه آنها را بازگرداند البته فاصله میان این مراجعات در تاریخ مبهم است و تاریخ دقیقی برای آن ذکر نشده است اما حداقل بیش از ۴۰ روز پس از رحلت پیامبر بوده و ظاهرا همین امر موجب شبهه برخی شده و تاریخ شهادت زهرای مرضیه (س) را در این ایام دانسته‌اند. اما در اصل این تاریخ، آغاز مطالبه‌های دستگاه خلافت برای بیعت گرفتن از امیرالمؤمنین (ع) بوده است که شاید حدود ۲ یا ۳ هفته به طول انجامید یعنی فاصله هر بار مراجعه تا مراجعه بعدی حدود یک هفته بوده تا ۷۵ روز پس از رحلت پیامبر که این ایام به فاطمیه اول در کشور ما مشهور است و مصادف است با نیمه ماه جمادی‌الاول.

فاطمیه اول چرا برپا می شود و از نظر تاریخی چه وقایعی در این زمان رخ داده است؟

از نیمه جمادی‌الاول که در واقع زمان آخرین مراجعه و فراخوان امیرالمؤمنین (ع) برای بیعت بوده است که منجر به ورود قهرآمیز به منزل حضرت شد. به این معنا که طبعا درب خانه شکسته شده یا اگر قفل و کلیدی بر در بوده به شکل غیرطبیعی باز شده نه اینکه کسی درب خانه را به روی مهاجمان باز کرده باشد، سپس افراد وارد خانه شده و حضرت را برای بیعت به مسجد بردند و جریاناتی که در محافل و مجالس نقل می‌شود در این اثنا واقع شده است. یک بیعت اجباری از امیر المونین (ع)گرفته شد یعنی حضرت علی (ع) را با دست بسته و به حالت دوان دوان به نزد خلیفه اول بردند در حالی که خلیفه در مسجد پیامبر و بر منبر حضرت رسول (ص) نشسته بود.

امیرالمؤمنین (ع) را پای منبر آورده و چون حضرت از بیعت ابا داشتند، دستان حضرت را با همان حالت دست بسته، بر دست ابوبکر کشیدند و قال و قیل راه انداختند که بایع علی بایع علی … علی (ع) بیعت کرد! در حالی که مردم می‌دیدند که حضرت از روی اختیار بیعتی انجام نداده است. فاطمیه اول (نیمه جمادی‌الاول) در واقع ابتدای بیماری و بستری شدن حضرت زهرا (س) است که تا ۳ جمادی‌الثانی یعنی تقریبا ۲ هفته ادامه پیدا کرد و مسئله سقط جنین حضرت مرضیه (س) در اوایل این دوران اتفاق افتاد.

شبهه‌ای مطرح می‌شود مبنی بر اینکه پس از شهادت حضرت زهرا (س) امیرالمؤمنین(ع) به اختیار با خلیفه اول بیعت کردند آیا این صحت دارد؟

پاسخ سوال کمی مفصل است. برخی ادعا می کنند با توجه به اینکه دستگاه خلافت در پی آماده‌سازی لشکر برای مقابله با مرتدین یا ممتنعین از ادای زکات به خلیفه اول یا معارضین با خلافت او بود -که البته منظور اصلی مبارزه با مرتدین و مدعیان نبوت بوده است – و از طرفی اهل مدینه چون بیعت اجباری حضرت علی (ع) را صحیح نمی‌دانستند، سیاست صبر و انتظار در پیش گرفته و حاضر به تجهیز سپاه و لشکر نبودند، بنابراین علی (ع) به دلیل رعایت مصلحت اسلام حاضر شد با ابی‌بکر بیعت کند و این بیعت، بیعت اضطراری و از روی ناچاری بوده است. برای اثبات این ادعا نیز به فرمایشات شخص امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه «حتی راجعت الاسلام قد رجعت ترید محق دین محمد (ص)… هنگامی که دیدم مرم از اصل دین بازگشته و اراده نادیده گرفتن و محو دین پیامبر را دارند…» استناد می‌شود. اما دلایلی وجود دارد که این بیعت پس از شهادت حضرت فاطمه (س) نبوده است. از جمله این دلایل ماجرای تقاضای ملاقات خلیفتین برای دیدار با حضرت مرضیه (س) در دوران بیماری ایشان است که ابتدا از شخص زهرای مرضیه (س) رخصت خواسته و تقاضای ملاقات کردند و حضرت اجازه نداد. بار دوم از حضرت امیرالمؤمنین تقاضا کردند و حضرت پس از مذاکره و مشورت با صدیقه طاهره اجازه دادند و این خود دلیل و نشانه روشنی است که در این زمان، بیعت واقع شده بود چرا که در غیر این صورت جای این نبود که آنها از حضرت امیر (ع) اجازه ورود به منزل و ملاقات با حضرت زهرا (س) به عنوان رضایت‌خواهی از آن حضرت را انجام دهند و مولای متقیان نقش واسطه را داشته باشند.

آیا طبق منابع و شواهد تاریخی فاطمیه دوم زمان شهادت حضرت زهرا(س) است؟

بله!نقلی که شهادت حضرت را ۴۰ روز پس از رحلت نبی مکرم اسلام (ص) می‌داند چندان قابل اعتنا نیست.فاطمیه اول که ۷۵ روز پس از رحلت حضرت رسول (ص) است زمان شهادت این بانوی بزرگوار نیست بلکه آغاز بیماری و بستری شدن حضرت و در واقع زمان هجوم به خانه ایشان برای بیرون بردن حضرت علی به منظور بیعت است که به سقط جنین صدیقه طاهره (س) و بیماری او منتهی شد. شهادت حضرت در اصل روز سوم جمادی‌الثانی یعنی حدود ۳ ماه پس از رحلت پدر بزرگوارشان بوده است که به فاطمیه دوم در کشور ما معروف و مشهور است



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ماجرای فاطمیه اول و دوم
[ شنبه ۱۳٩۱/۱/۱٩ ] [ ٦:٤۱ ‎ب.ظ ] [ خادم الشهدا ]