مـسافر خـاصِ کـربلا

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مـسافر خـاصِ کـربلا



بفرمائید به ادامه مطلب


همیشه دوستای شهیدمو خواب می بینم .

یه شب حبیب صیفی(از شهدای مفقوالاثر مسجدمون) رو دیدم . خیلی از من ناراحت بود .

با عتاب گفت چرا نمیای نجاتم بدی؟ من اینجام! توی خاک عراق! توی محمدیه!

منم باروبندیلمو جمع کردم و چند هفته ای رفتم عراق و با نفوذ و رابطه ای که داشتم رفتم دنبال آدرس و پیدا کردم و با بچه هاتمام منطقه رو گشتیم و زیرو رو کردیم اما پیدا نشد که نشد ...

نا امید شدیم ... خدایا چه کنیم؟!!

تصمیم گرفتیم بریم کربلا زیارت و برگردیم ایران ...

رفتیم کربلا...

با آستان حرم اباعبدالله ارتباط خوبی داشتم و منو بخوبی می شناسند ...

پذیرایی کردن ازمون و رفتیم سر سفره اباعبدالله (ع)

یطوری شد که موقع برگشت مشکلی برامون پیش اومد و توی تاریخ مقرر نشد برگردیم .

اون دوست مسئولمون توی آستان حرم اباعبدالله گفت اشکال نداره .... حتماً حکمت داره

ما هم توکل کردیم به خدا . گفتیم خب فردا - پس فردا می ریم .

شب تو حرم بودیم . یکباره همه رو بیرون کردن و حرم رو قرق کردند و ما با آشنامون موندیم و نرفتیم بیرون .

چه خبر شده ؟ می خوان حرم آقا رو غبار روبی کنند .

ما هم قاطی اون عده خاص بُر خوردیم و رفتیم تو حرم و نظاره گر غبار روبی ضریح شدیم ...

خدایا!! ... چشمام پر اشک بود و باورم نمی شد و گریه می کردم ...

ابا عبدالله ... حسین جان ...

بعد ...

خدام که داشتند کار می کردند ... نگاه کردند به جمع . گفتند تفقد کنیم و یک نفر هم از زوّار و مردم عادی بیاریم .

من بودم و رفقا ...

یکباره دستشو کشید سمت من و گفت  : شما ... بیا داخل ....

یا ابا عبدالله ....

بلند شدم اما پاهام مال من نبود ... از شدت اشک چیزی رو نمی دیدم که اصلا کجا دارم میرم ... گریه و گریه و گریه ...

باور نمیشه که من رفتم داخل و قبر آقارو در بغل گرفتم .... انگار آقا منو بغل کرده ...

یا ابا عبدالله ...

اونجا بود که من حبیب صیفی رو توی ضریح صدا زدم . اونجا بود که موسی اسکندری و محسن غلامی و شهدای رفیقم رو صدا می زدم و گریه می کردم

ابی عبدالله... داری چیکار می کنی؟؟

 

 

پی نوشت :

این خاطره رو یکی از فرماندهان گمنام بزرگ و بسیار بسیار خاکی و متواضع جنگ برامون تعریف کرد که برام افتخاره که باهاش ارتباط خیلی خوبی دارم و استفاده می کنیم محضرش . جنگجوی دلاور . کسی که همه ی زندگیش وقف جهاد سخت و جهاد فرهنگی نرم کرده ...

خدا عمرش بده ... خدا به عزّتش اضافه کنه ...



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ یکشنبه ۱۳٩۱/٧/٢ ] [ ٤:۳٤ ‎ب.ظ ] [ خادم الشهدا ]