ویژه نامه ماه ربیع


حلول ماه ربیع الاول مبارک

 

رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) :

کسی که مرا به اتمام ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت بشارت می دهم

(تفسیر روح البیان، ج ‏4، ص 325)

 

ماه ربیع الاول بهار ماه ها است. با حلول این ماه ، ماه 
پر از حزن و اندوه صفر که ماه مصیبت های بزرگ اهل بیت رسول خدا (ص) بود به 
پایان رسیده است. اوج مصیبت ماه صفر در دهه سوم آن است. با اربعین شروع می 
شود و به ایام رحلت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) و شهادت سبط اکبرش، حضرت امام حسن مجتبی (ع) و غروب خورشید طوس، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ختم می شود. و از طرف دیگر در این ماه میلاد رسول خدا (ص) که رحمة للعالمین است، واقع شده است و می‌توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن بر زمین فرود نیامده است؛ زیرا برتری این رحمت بر سایر رحمت های الهی مانند برتری رسول خدا بر سایر مخلوقات است[1].
اول ربیع الاول به نقل منابع تاریخی روز هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه است[2] هم از این جهت و هم از جهت این که مولودهای با برکتی در آن واقع شده است بسیار مبارک و میمون است. سید بن طاووس در کتاب الاقبال در فضیلت این ماه جملاتی آورده است و از اتفاقات مبارک این ماه، هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه و سلامت ایشان از نیرنگ  دشمنان برای قتل ایشان در شب لیلة المبیت را بر شمرده است و نماز شکر را به نشانه شکر گذاری از خدا در این روز مناسب می داند و از قول شیخ مفید نقل  کرده است که روزۀ این روز به دلیل موفقیت پیامبر(ص) و نجات ایشان از دست دشمنان مستحب است و در نهایت دعایی برای این روز نقل کرده اند.[3]
مرحوم جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات نوشته است: "این ماه همانگونه که 
از اسم آن پیداست بهار ماه‏ها است، بجهت این که آثار رحمت خداوند در آن 
هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهاى زیبای او بر زمین فرود 
آمده است؛ زیرا میلاد رسول خدا (ص) و سلّم در این ماه است و مى‏توان ادعا 
کرد از اول آفرینش زمین رحمتى مانند آن بر زمین فرود نیامده است ... بر 
مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شکرگزارى این نعمت بزرگ کوشش و سعى کند..."[4].
شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح در اعمال ماه ربیع الاول  آورده است: "روز اول علما گفته‏اند مستحب است که براى تشکر نعمت سلامتى  رسول خدا (ص) و أمیر المؤمنین (ع) روزه بدارند و زیارت آن دو بزرگوار در  این روز مناسب است".‏[5]
در کتب ادعیه و روایات چیز دیگری در اعمال شب و روز اول ماه ربیع الاول، غیر از آنچه که بیان گردید، یافت نشد، اما عدم  وجود روایت در بارۀ اعمال خیر و مستحبات در منابع دینی، دلیل بر بدعت بودن  انجام آنها نیست؛ زیرا انجام همۀ کارهای خیر از جمله حضور در مسجد، عبادت،  دعا و مناجات با خدا در هر زمان مستحب و پسندیده است و انجام آنها با قصد  قربت و به امید ثواب هیچ اشکالی ندارد، اما در صورتی که به دروغ عمل خاصی  (هر چند پسندیده را) به دین نسبت دهند بدعت و حرام خواهد بود؛ زیرا بدعت در دین و شرع به معنای " نسبت دادن چیزی به دین در حالی که در واقع جزء دین و شریعت نیست".اما در مورد مژده بهشت دادن پیامبر به کسی که بشارت ماه 
ربیع را بدهد،  صاحب تفسیر روح البیان حدیثی نقل می کند که: "کسی که مرا به
اتمام ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت بشارت می دهم"[6] و شاید این حدیث 
همان معنای مورد نظر را می رساند.
پی نوشتها:
[1]. ملکی تبریزی(ره)، میرزا جواد آقا ، المراقبات.
[2].مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 55، ص367، مؤسسة الوفاء، بیروت، سال 1404ه ق. 
[3]. علی بن موسی بن طاووس، الاقبال بالاعمال، ج 3، ص 105، (المکتبة الإعلانات الإسلامیة)دفتر تبلیغات اسلامی، 1377 ه ش.
[4].ملکی تبریزی، جواد، محدث بندر ریگی، ابراهیم، ترجمه المراقبات ص 65، انتشارات اخلاق، سال 1376ه ش.
[5].قمی ، عباس، مفاتیح الجنان ص 295، اسوه.
[6] "من بشرنى بخروج الصفر بشرته بالجنة"، حقى بروسوى، اسماعیل، تفسیر روح البیان، ج ‏4، ص 325، دار الفکر، بیروت.

 

   مناسبت های این ماه                                         

شب اوّل

سال سیزدهم بعثت مبداء هجرت حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله بود از مکّه معظّمه به مدینه منوّره و در آن شب در غار ثور مختفىشد و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام جان خود را فداى جان شریف او نمود ودر جاى آن حضرت خوابیده از شمشیرهاى قبایل مشرکین پروا نکرد و فضل خود ومُواساة و برادرى خود را با حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله برجمیع عالم ظاهر گردانید و آیه کریمه وَمِنَ النّاسِ مِنْ یَشْرى نَفْسَهُابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ در شاءنش نازل شد

روز اوّل این ماه:

علما گفته اند مستحب است، به شکرانه هجرت موفّقیت آمیز رسول خدا(صلى الله علیه وآله) این روز را روزه بگیرند و صدقه و انفاق و احسان نمایند،(1) و همچنین زیارت آن بزرگوار، در این روز مناسب است. مرحوم
«سیّد بن طاووس»، دعایى را براى این روز در کتاب اقبال نقل کرده است.(2)


روز هشتم

سنه دویست و شصت وفات حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام واقع شده و حضرت صاحب الامر صلوات الله علیه به منصب جلیل امامت فایز گردیده مناسب است آن دو بزرگوار را در این روز زیارت کردن .

روز نهم

روز عید بزرگ و روز عید بَقْر است و از براى آن شرح بزرگى است که در جاى خود ذکر شده و روایتى نقل شده که هر که دراین روز چیزى انفاق کند گناهانش آمرزیده شود و گفته اند که مستحبّ است در این روزاطعام برادران مؤ من و خوشنود گردانیدن ایشان و توسعه دادن در نفقه و پوشیدن جامههاى نو و شکر و عبادت حق تعالى کردن و این روز، روز برطرف شدن غمها است و روز بسیارشریفى است و چون روز هشتم ماه وفات امام حسن عسکرى علیه السلام بوده این روز، روزاوّل امامت حضرت صاحب الزّمان اَرْواح الْعالَمینَ فِداهُ و سَبَب مزید شرافتش خواهد بود.



روز دوازدهم:

در این روز دو رکعت نماز مستحب است که در رکعت اوّل بعد از حمد، سه مرتبه  سوره «قل یا ایّها الکافرون» و در رکعت دوم بعد از حمد، سه مرتبه سوره  « توحید» خوانده شود.(3) و در این روز نیز آن حضرت به مدینه ورود فرمود و شیخ فرموده که در مثل چنین روز از سنه صد و سى و دو دولت بَنى مروان منقضى شد .

روز چهاردهم

سنه 64 شصت و چهار یزید بن معاویه به درکات جحیم شتافت و در اخبارالدّول است که یزید به مرض ذات الجنب در حوران از دنیا رفت جنازه اش را به دمشق آوردند و در باب صغیر او را دفن کردند و قبرش اینک مزبله مى باشد و سنین عمرش به سى و هفت رسیده بود و خلافتش سه سال و نه ماه طول کشید

شب هفدهم

شب ولادت حضرت خاتم الا نبیاء صلوات الله علیه و شب بسیار مبارکى است و سیّد نقل کرده که در مثل چنین شب نیز قبل از هجرت به یکسال معراج آن حضرت بوده.

روز هفدهم


همان گونه که قبلا گفته شد این روز مطابق نظر مشهور علماى امامیّه، روز  ولادت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و همچنین میلاد امام صادق(علیه السلام)است و روز بسیار مبارکى است و

داراى اعمالى مى باشد:

1) غسل; به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.(4)

2) روزه; که براى آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: کسى که این روز را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه یکسال را مقرّر مى فرماید.(5)


3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال کردن مؤمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.(6)

4) زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از دور و نزدیک; در روایتى از آن  حضرت آمده است: هر کس بعد از وفات من، قبرم را زیارت کند مانند کسى است که به هنگام حیاتم به سوى من هجرت کرده باشد، اگر نمى توانید مرا از نزدیک  زیارت کنید، از همان راه دور به سوى من سلام بفرستید (که به من مى رسد).(7)


5) زیارت امیر مؤمنان، على(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتى که امام صادق(علیه السلام) در چنین روزى کنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وى را زیارت کرد.(8) (این زیارت در بخش زیارات، صفحه301 آمده است)


6) تکریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تکریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امکان و سرور همه ممکنات حضرت نبىّ اکرم(صلى الله علیه وآله) سفارش بسیار کرده است.(9)



بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایى جشن ها و تشکیل جلسات، هرچه بیشتر با
شخصیّت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)، سیره و تاریخ زندگى او آشنا شوند و از آن، براى ساختن جامعه اى اسلامى و محمّدى بهره کامل گیرند. 



1. اقبال، صفحه 592.

2. همان مدرک، صفحه 596.

3. همان مدرک، صفحه 599.

4. فلاح السائل، صفحه 61.

5. اقبال، صفحه 603.

6. همان مدرک.

7. همان مدرک، صفحه 604.

8. همان مدرک، صفحه 608.

9. اقبال، صفحه 603.

 

               
     

 

لیلة
  المبیت چیست؟ چه واقعه اى در آن شب به وقوع پیوست؟

پاسخ :
  به شب اول ماه ربیع الاول سال سیزدهم بعثت که حضرت على(علیه السلام) جاى
  پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) خوابید، «لیلة المبیت» مى گویند.

خلاصه
  آن واقعه از این قرار است که در سال سیزدهم بعثت سران قریش در یک شوراى عمومى تصمیم گرفتند که نداى توحید را با زندانى کردن پیامبر یا کشتن و یا تبعید او
  خاموش سازند، چنان که قرآن کریم مى فرماید: «وَ إذ یَمکُرُ بِکَ الَّذیِنَ کَفَرُوا لِیُثبِتوکَ اَوْ یَقتُلوکَ أَو یُخْرِجُوکَ وَ یَمکُروُنَ وَ یَمکُرُ اللهَ وَ اللهُ خَیرُ المَاکِرینَ»; [1] به خاطر بیاور هنگامى را که کافران نقشه مى کشیدند که تو را به زندان بیفکنند یا به قتل برسانند و یا از مکه خارج سازند. آنها چاره مى اندیشیدند و نقشه مى کشیدند، و خداوند هم تدبیر مى کرد; و خدا بهترین چاره جویان و تدبیرکنندگان است. سرانجام سران قریش تصمیم گرفتند که از هر قبیله، فردى انتخاب شود تا افراد منتخب در نیمه شب یک باره بر خانه حضرت هجوم برده، او را قطعه قطعه کنند. بدین طریق هم از تبلیغات او آسوده شوند و هم خون او در میان قبایل عرب پخش شود تا خاندان هاشم نتوانند با آنها به مبارزه برخیزند. فرشته وحى، پیامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت و به آن حضرت دستور داد تا از مکه به عزم مدینه خارج شود. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) حضرت على(علیه السلام) را از این نقشه آگاه کرد و به او فرمود: «امشب در خوابگاه من بخواب و رواندازِ سبزِ مرا به خود بپیچ تا آنان تصور کنند که من هنوز در خانه و در بستر آرمیده ام و مرا  تعقیب نکند». آن گاه پیامبر مخفیانه به سمت غار ثور حرکت کرد و از خداوند درخواست نمود تا دشمن را از دست یابى به او گمراه کند و آنان نتوانند او را پیدا کنند ... . [2]

در روایات شیعه و اهل سنت آمده است که على(علیه السلام) این کار را انجام داد و خداوند به خاطر این کار به فرشتگان مباهات نمود و موقعى که پیامبر به سوى مدینه در حرکت بود، این آیه را در شأن حضرت على (علیه السلام) نازل فرمود: (وَ مِنَ النّاسِ مَن یشرى نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ الله و اللهُ رَئوفٌ بالعباد); [3] بعضى
  از مردم ـ با ایمان همچون على(علیه السلام) به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر ـ جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى فروشند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان
  است. از این رخداد بى نظیر مى توان به نتایج ذیل پى برد: درجه ایثار فوق العاده امام على(علیه السلام); تبعیت محض ایشان نسبت به فرمان الهى و نبوى (صلى الله علیه وآله); عشق و علاقه غیر قابل توصیف آن بزرگوار نسبت به رهبر و مقتداى خود; و این نکته که در مواقعى که اصل و اساس اسلام در خطر قرارمى گیرد مى باید بهترین شخصیت ها، حتى وجود مقدس على بن ابى طالب(علیه السلام) فدا گردد. نظیر آن را در ماجراى شهادت امام حسین(علیه السلام) براى حفظ اسلام مى توان دید.

پاورقی

[1] سوره
  انفال، آیه 30، ر.ک: تفسیر قرطبى، ج 7، ص 397، (داراحیاءالتراث العربى، بیروت).

[2] فروغ
  ولایت، استاد جعفر سبحانى، ص 45-57، بخش دوم از فصل سوم، مؤسسه امام صادق، 1374ش.

[3] احیاءالعلوم،
  الغزالى، ج 3، ص 378، (دارالهادى بیروت); تذکرة الخواص، ابن الجوزى، ص 35،
  (مکتبة النینوى الحدیثه، تهران); شواهد التنزیل، الحاکم الحسکانى، ج 1، ص 123، ش
  4، (مجمع احیاء الثقافة اسلامیه); الغدیر، علامه امینى، ج 2، ص 49 ـ 47، (دارالکتاب العربى، بیروت، 1398 هـ ق).

 

 

+نوشته شده در ساعت توسط مدیر